![]() |
|
دست از دنبال کردن ریتینگ و عنوان بردارید. اول این کار را انجام دهید - نسخهی قابل چاپ +- انجمن شطرنج ایران (https://irchess.com) +-- انجمن: اخبار و مقالات (https://irchess.com/forumdisplay.php?fid=62) +--- انجمن: مقالات (https://irchess.com/forumdisplay.php?fid=64) +--- موضوع: دست از دنبال کردن ریتینگ و عنوان بردارید. اول این کار را انجام دهید (/showthread.php?tid=1958) |
دست از دنبال کردن ریتینگ و عنوان بردارید. اول این کار را انجام دهید - Admin - ۱۴-خرداد-۰۵ دست از دنبال کردن ریتینگ و عنوان بردارید. ابتدا این کار را انجام دهید درسی از دکتر رائو سریکومار که نگاه شما به شطرنج، کار و زندگی را تغییر خواهد داد. چطور ممکن است ما انسانها آنقدر باهوش باشیم که هواپیما و موشک، رایانه و هوش مصنوعی بسازیم، اتم را بشکافیم و روی ماه فرود بیاییم، اما یاد نگرفته باشیم خوشحال باشیم؟ این سؤال را برداشتم و نزد مربی خردمندم، رائو سریکومار، رفتم که من او را عمو صدا میکنم. او با لبخند دوستداشتنیاش گوش داد، آرام سر تکان داد و گفت: «دلایل زیادی وجود دارد، آوو، اما دلیل اصلی این است: ما طوری برنامهریزی شدهایم که ناراضی باشیم. و مدام هم دوباره برنامهریزی میشویم.» حالت چهرهام پر از این سؤالها بود: «برنامهریزی شده؟ چی؟ چطور؟ توسط چه کسی؟» او ادامه داد: «از سنین پایین، ما را طوری برنامهریزی میکنند که به الگوی "در صورت ... آنگاه ..." باور داشته باشیم. یعنی: "در صورت اینکه x اتفاق بیفتد، آنوقت خوشحال خواهم شد." ما در الگوی "انجام دادن ← داشتن ← بودن" زندگی میکنیم. در صورت اینکه در مدرسه خوب عمل کنم، شغل خوبی خواهم داشت. در صورت اینکه شغل خوبی داشته باشم، درآمد خوبی خواهم داشت. در صورت اینکه درآمد خوبی داشته باشم، خانهای بزرگ، خودرویی خوب و همسری زیبا خواهم داشت. در صورت اینکه به همه اینها برسم، آنوقت خوشحال خواهم بود. علاوه بر این، دائماً زیر بمباران تبلیغات هستیم و مرتب به ما یادآوری میشود که کافی نیستیم. به ما وعده میدهند که اگر X را داشته باشیم و Y را انجام دهیم، خوشبختی در آن سوی مسیر منتظر ماست. بنابراین مردم بیوقفه تلاش میکنند و به دنبال آن رولکس، آن مرسدس نو و آن خانه بزرگ در بورلی هیلز میدوند، چون باور دارند خوشبختی آنجاست. و وقتی سرانجام به همه آنها میرسند و باز هم خوشبختی را پیدا نمیکنند، مدل را زیر سؤال نمیبرند. خودشان را زیر سؤال میبرند. کارهایی که انجام دادهاند و چیزهایی که به دست آوردهاند. شاید چیزهای اشتباهی میخواستم؟ شاید کارهای اشتباهی انجام دادم؟ بنابراین دوباره از نو شروع میکنند؛ کارهای جدید، داشتههای جدید، و همان سؤال مانند سایه دنبالشان میآید: چرا خوشحال نیستم؟ او نفسی عمیق کشید و با صدایی اندوهگین ادامه داد: «این مدل "در صورت ... آنگاه ..." یک تله است. همین چیزی است که ما را ناراضی میکند. کاری که باید انجام دهیم این است که از الگوی "انجام دادن ← داشتن ← بودن" به الگوی "بودن ← انجام دادن ← داشتن" تغییر مسیر دهیم. بودن باید اول بیاید. همه چیز دیگر از آن پیروی میکند.» این حرفها هوشمندانه، منطقی و فلسفی به نظر میرسیدند، اما عملی به نظر نمیرسیدند. بار مسئولیتهای زیادی روی دوشم بود. کارهای فراوانی برای انجام دادن داشتم. صبحهای زود و شبهای دیرهنگام زیادی در انتظارم بودند. چطور میتوانستم اول «باشم»؟ واقعاً؟ اما بعد به یاد آوردم که چند بار نسبت به آموزشهای او تردید داشتم و فقط پس از امتحان کردنشان جادو را دیدم. به یاد آوردم که چه تعداد انسان موفق را آموزش داده است و چقدر واقعاً به او اعتماد دارم. همچنین به ریتینگ احساسی خودم نگاه کردم که روی منفی ۲۰۰۰ قرار داشت. همین کافی بود. برای خودم یک آزمایش ۹۰ روزه تعیین کردم. تصمیم گرفتم اول خوشحال باشم! میدانید بعد چه کردم؟ در حالی که هزار مسئولیت روی دوشم بود، در ۲۹ دسامبر، درست قبل از سال نو، به تایلند پرواز کردم. وقت آن رسیده بود که ریتینگ احساسیام را بازیابی کنم. برای دو هفته تلفنم را خاموش کردم. بدون کار. بدون دوره آموزشی. بدون مقاله. بدون ابزارهای هوش مصنوعی. بدون استخدام. صفر انجام دادن. فقط بودن. دو هفته بعد، ریتینگ من به مثبت ۲۰۰۰ رسیده بود و آماده بودم به چسمود بازگردم. اما ابتدا یک قول به خودم دادم: اینکه پیش از انجام هر کاری، «بودن» را در اولویت نگه دارم. بنابراین صبحهای طولانی را کنار ساحل میگذراندم؛ قدم میزدم، به آهنگهای محبوبم گوش میدادم، کتابهای موردعلاقهام را میخواندم، انبه و پشنفروت میخوردم، آرامآرام قهوه مینوشیدم، لبخند میزدم و رؤیاپردازی میکردم. و فقط زمانی که احساس میکردم سرشار از شادی و خوشحالی هستم، به لپتاپم دست میزدم. تا به حال برایتان پیش آمده شطرنج را در حالت جادویی بازی کنید؟ زمانی که همه تاکتیکها را میبینید، قربانیهای درخشان انجام میدهید، پشت سر هم پیروز میشوید، روز بعد هم همینطور، و روز بعد هم، و ناگهان متوجه میشوید ۱۰۰ واحد پیشرفت کردهاید؟ من دقیقاً همین وضعیت را داشتم. اون خودِ من بودم… اما در زندگی.وضوح دید کامل برگشته بود. انگیزه و الهام دوباره زنده شده بود. تمرکز و بهرهوری در زمان کار به اوج رسیده بود. همتیمیهای قویتر انگار از هیچجا ظاهر میشدند. سلامتی در بهترین حالت خودش بود. حالوهوا در اوج. تفریح و لذت، مداوم و بیوقفه.همه چیز کمکم شروع کرد به جا افتادن… {مثل یک بازی شطرنج که مهرهها بالاخره در جای درست قرار میگیرند.} ریتینگ احساسی من مدام بالاتر میرفت. خیلی زود از منفی ۲۰۰۰ به مثبت ۲۰۰۰۰ جهش کرد! نمیدانم این نتیجه انرژی پاک بود، یا قانون جذب، یا چیزی که هنوز نامی برایش ندارم. اما جادویی بود. مدتی گیج بودم که این سازوکار چگونه کار میکند تا اینکه به زندگیام نگاه کردم و متوجه شدم همیشه دقیقاً همینگونه عمل کرده است. هر اتفاق جادویی که در زندگیام رخ داده، زمانی رخ داده که ابتدا «بودن» را انتخاب کرده بودم. من عاشق شطرنج بودم. هر بار که پشت صفحه مینشستم، روحم سرشار از اشتیاق و هیجان میشد. بدون زحمت تمرین میکردم. واقعاً کار سختی به نظر نمیرسید. و سپس استادبزرگ شدم. سرشار از شادی و انرژی بودم. و با همسر آیندهام آشنا شدم. زمانی که دوستان و همتیمیهای فوقالعاده آیندهام را ملاقات کردم، مردی خوشحال بودم. و همه اتفاقات جادویی زمانی رخ دادند که در تله «انجام دادن ← داشتن ← بودن» گرفتار نبودم، بلکه در مسیر «بودن ← انجام دادن ← داشتن» قرار داشتم. از جمله در شطرنج. من هرگز با روحیه بد، بازی خوبی انجام ندادهام. هرگز وقتی درونم تاریکی بود، قهرمان مسابقهای نشدهام. تمام بهترین بازیها، بهترین نتایج و بزرگترین پیروزیهایم زمانی به دست آمدند که حال خوبی داشتم؛ زمانی که پیش از لمس کردن مهرهها احساس خوبی داشتم. شعار ما در چسمود را به یاد دارید؟ حال درست، حرکت درست! نمیتوانید حال بدی داشته باشید، انرژی کمی داشته باشید، در وضعیت روحی تاریکی باشید و شطرنج خوبی بازی کنید. ماجرا برعکس است. حال درست به حرکتهای درست منجر میشود. بنابراین اگر اکنون در این وضعیت هستید که: «اگر سخت تمرین کنم و به ریتینگ ۲۰۰۰ برسم، آنوقت احساس خوبی خواهم داشت» آن را وارونه کنید. اول «باشید». خوشحال باشید. شاد باشید. احساس خوبی داشته باشید. در این وضعیت شطرنج بازی کنید. آنوقت با احتمال بسیار بیشتری به ریتینگ ۲۰۰۰ یا هر رؤیای دیگری که دارید خواهید رسید. همین موضوع درباره زندگی نیز صادق است. نه «انجام دادن ← داشتن ← بودن»، آنطور که تمام عمر به ما گفتهاند. بلکه: بودن ← انجام دادن ← داشتن میدانم امتحان کردنش ترسناک است. خودم این مسیر را تجربه کردهام. اما اگر بتوانید شجاعت امتحان کردنش را پیدا کنید، اگر حتی فقط ۷ روز به خودتان فرصت دهید که پیش از کار کردن، تلاش کردن و دستاوردها، ابتدا «باشید»، جادو را خواهید دید. در زندگی. و پشت صفحه شطرنج. با بهترین آرزوها و عشق، برای رشد و سفر لذتبخش شما، استادبزرگ آوتیک (یا آوو، همانطور که دوستانم صدایم میکنند) ♥️ مربی من درسهای زیادی به من آموخته است و من یکییکی آنها را با شما به اشتراک میگذارم. در اینجا چند مورد از درسهایی که قبلاً منتشر کردهام آمده است، در صورتی که آنها را از دست داده باشید: اتفاق خوب، اتفاق بد... چه کسی میداند؟(ترجمه خواهد شد) دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید. دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید. اما این مفهوم «بودن ← انجام دادن ← داشتن» بزرگترین هدیهای بود که او به من داد. امیدوارم برای شما هم به هدیهای ارزشمند تبدیل شود. البته نه از طرف من. من فقط مأمور تحویل بسته هستم که خرد را بستهبهبسته میرساند. هدیه از طرف اوست. و اگر میخواهید از دکتر رائو سریکومار تشکر کنید، امروز بهترین روز است. او تازه ۷۵ ساله شده است. آرزوهای خوبتان را برای او بفرستید. تاریخ انتشار مقاله۱۱ آوریل ۲۰۲۶ ✍️ مترجم : محمد فتاحی منبع:دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید. |