مهم:در صورت خرید از سایت اگر فایل برای شما ارسال نشد و یا پیغام تراکنش ناموفق را دریافت کردید حتما از طریق تلگرام با آیدی Kingofcheat@ با مدیریت سایت تماس بگیرید.با تشکر
آنچه شما را در حال رشد نگه میدارد، آنچه میدانید نیست. بلکه «نمیدانم»هایی است که با خود حمل میکنید. درسی از متالیکا، شطرنج و فراتر از آن.
در اوایل دههی ۸۰، کابوس یک مرد تبدیل به رویای مرد دیگری شد.
متالیکا گیتاریست خود، دیو موستین، را اخراج کرد. بلیط اتوبوسی برای بازگشت به سان فرانسیسکو به او دادند. خداحافظ.
همان روز، فرد جدیدی را انتخاب کردند. کرک همت. بیستوچند ساله. ناشناخته. در گروه کوچکی به نام اکسودوس نواختن میکرد. ناگهان، در متالیکا بود. چند روز بعد، روی صحنه با آنها بود.
تصور کنید. یکی از داغترین گروههای زیرزمینی شما را میپذیرد. دارید رویایتان را زندگی میکنید. اکثر مردم همانجا متوقف میشوند. «من موفق شدم.»
اما کرک این کار را نکرد. به خانه رفت. در آینه نگاه کرد. و چیزی فروتنانه درک کرد. او به اندازهی کافی خوب نبود. دستکم، آنقدر خوب نبود که میخواست باشد.
پس معلمی پیدا کرد. نه هر معلمی. جو ساتریانی! همان فردی که نابغههای گیتار را تربیت میکرد. همان فردی که بعداً خودش تبدیل به افسانه شد.
به مدت دو سال، کرک مطالعه کرد. کلاسهای هفتگی. تمرینات سخت. کلی تکلیف.
او به روی تکنیک و تئوری موسیقی کار کردن ادامه داد. به زودی روی صحنه در مقابل صدها هزار نفر مینواخت.
متالیکا بیش از ۱۰۰ میلیون آلبوم فروخت و تبدیل به یکی از موفقترین گروههای تاریخ شد.
همان فروتنی، انتخاب دانشجو بودن در حالی که دنیا از قبل او را ستاره میخواند، کرک را تبدیل به یکی از بهترین گیتاریستهای زنده کرد.
اگر فکر میکرد «من رسیدم»، احتمالاً هرگز نامش را نمیشناختیم. فقط یک گیتاریست فراموششدهی دیگر از دههی ۸۰.
تلهی «میدانم»
یکی از بزرگترین موانعی که برای عاشقان شطرنج که نمیتوانند پیشرفت کنند میبینم، غرور و تکبر است.
این جریان بیپایان «میدانم» است.
در طول یک پخش زنده، یک استاد بزرگ ایدهاش در مورد گشایشها را به اشتراک میگذارد. در چت، آماتورها پاسخ میدهند:
«این مزخرف است. بهترین گشایش لندن است. یا گامبی دانمارکی.»
یک مربی مشهور مقالهای در مورد اهمیت شطرنج پوزیسیونی و نحوهی مطالعهاش مینویسد. در میان «تشکر»ها، کامنتهای فراوانی از بازیکنان ریتینگ ۱۰۰۰ هست:
«اشتباه. تنها چیزی که نیاز داری تاکتیک است.»
(این را خیلی میتوانید ببینید، خصوصاً در لیچس! نمیدانم چرا...)
زیر یک پازل با عنوان «برای بازیکنان ۲۶۰۰+»، استادان بزرگ زیبایی و دشواری آن را میستایند. در همین حال، جمعیتی برای بدگویی از نویسنده وارد میشوند:
«خیلی آسان!» «راهحل» خود را پست میکنند. و البته اشتباه است.
من بهترین گشایش را میدانم.
من میدانم چه چیزی را مطالعه کنم.
من میدانم چگونه در آخربازی بازی کنم.
من میدانم...
این طرز فکر همان چیزی است که بسیاری از بازیکنان را از بهتر شدن باز میدارد.
آنچه اهمیت دارد «نمیدانم»ها هستند
حالا، اشتباه متوجه نشوید. البته، دانستن خوب است. مطالعه کردهاید، بازی کردهاید، یاد گرفتهاید. برخی چیزها را واقعاً میدانید.
اما نکتهی اصلی این است: همراه با «میدانم»هایتان باید همیشه برخی «نمیدانم»ها را نگه دارید.
چون لحظهای که «نمیدانم»هایتان تمام شود، رشد شما متوقف میشود. کنجکاوی میمیرد. یادگیری متوقف میشود.
کرک همت چیزهای زیادی میدانست. از قبل به اندازهای ماهر بود که تحسین شود. به همین دلیل متالیکا او را انتخاب کرد. اما او همچنین جیبی پر از «نمیدانم»ها با خود داشت. به همین دلیل پیش جو ساتریانی رفت. به همین دلیل به صعود ادامه داد.
شطرنج هم همین است. بازیکنانی که سریعتر پیشرفت میکنند کسانی هستند که اعتراف میکنند:
«گشایشهایم را خوب نمیدانم.»
«نمیدانم چگونه آخربازیها را بازی کنم.»
«نمیدانم بعداً چه چیزی را مطالعه کنم.»
این ضعف نیست. این قدرت است.
سوختی که شما را بالا میبرد
چه موسیقی باشد، چه شطرنج، چه زندگی... این «میدانم»ها نیست که شما را شکل میدهد. این صداقت آرام «نمیدانم»ها است.
«نمیدانم» همان چیزی است که وقتی موفقیت میرسد، شما را فروتن نگه میدارد.
«نمیدانم» همان چیزی است که وقتی تکبر زمزمه میکند «تو رسیدی»، شما را کنجکاو نگه میدارد.
«نمیدانم» همان چیزی است که شما را در حال صعود نگه میدارد.
ذهن باز داشته باشید. همیشه در جستوجوی یادگیری باشید. چون «نمیدانم»هایتان محدودیت نیستند. آنها همان سوختی هستند که شما را بالاتر میبرند.
با بهترین آرزوها و عشق،
برای رشد و سفر شادتان،
استاد بزرگ آوتیک (یا آوو، آنطور که دوستانم صدایم میکنند) ♥️
پ.ن. پس... چیزی هست که بدانید نمیدانید؟ خوشحال میشوم به اشتراک بگذارید.