«پسچهایسم» و چالشهای شفافیت و توسعه در شطرنج ایران
الهامگرفته از نوشتههای گری کاسپاروف، سیزدهمین قهرمان شطرنج جهان
جامعهی شطرنج ایران سالهاست با مجموعهای از پرسشها، دغدغهها و انتقادهای منطقی روبهروست. دغدغههایی که از دل بازیکنان، مربیان، داوران، خانوادهها و فعالان این حوزه برمیآید؛ و همگی با هدف رشد و توسعهی این ورزش مطرح میشود.
اما مشکل اصلی از جایی شروع میشود که این پرسشها - به جای پاسخ دقیق، شفاف و مسئولانه - با انحراف موضوع، تغییر بحث و حملهی متقابل پاسخ داده میشوند.
این همان روشی است که گری کاسپاروف، قهرمان سابق شطرنج جهان، در کتابش «زمستان در راه است» آن را پسچهایسم (Whataboutism) نامگذاری کرده است.
کاسپاروف هشدار میدهد که «پسچهایسم» ابزار مدیریتهایی است که نمیخواهند پاسخ بدهند؛
نه جواب میدهند، نه توضیح میدهند، نه شفافیت ایجاد میکنند.
بنابراین موضوع را از «سؤال اصلی» منحرف میکنند:
- «در جاهای دیگر هم همین مشکلات هست.»
- «در رشتههای دیگر وضعیت بدتر است.»
- «چرا دربارهی مسائل بزرگتر صحبت نمیکنید؟»
- «این مسائل از قدیم بوده و ربطی به امروز ندارد.»
و گاهی حتی بدتر:
«تو خودت چه کار کردهای که میپرسی؟ رزومهات چیست؟»
این دقیقاً همان چیزی است که کاسپاروف آن را تاکتیک فرار از پاسخگویی مینامد.
چالشهایی که جامعهی شطرنج ایران مطرح میکند
در اینجا مجموعهای از مسائلی را که در سالهای اخیر بارها توسط جامعهی شطرنج مطرح شده، به شکل عمومی بیان میکنیم:
۱. نبود یک تقویم رسمی دقیق و قابل اعتماد
بسیاری از خانوادهها، مربیان و بازیکنان میگویند:
- تقویم مسابقات سالانه ناقص است،
- و یا برخی رویدادهای ذکرشده اصلاً برگزار نمیشود.
در کشورهای حرفهای، تقویم مسابقات شطرنج ماهها قبل مشخص و قطعی است،
اما در ایران گاهی حتی مسابقات ذکرشده در تقویم رسمی نیز برگزار نمیشود - و مهمتر از آن، هیچ توضیح یا عذرخواهی رسمی هم منتشر نمیشود.
۲. کمبود مسابقات استاندارد و بسندهکردن به رپید و بلیتز
در سالهای اخیر:
- مسابقات استاندارد کم شده،
- تورنمنتهای مهم سالانه حذف یا بینظم شده،
- و بسیاری از برنامهها به مسابقات یکروزه خلاصه شدهاند.
نتیجه؟
بازیکنان جدی و حرفهای مجبور میشوند برای کسب تجربه و افزایش ریتینگ، هزینههای سنگین کنند و به خارج از کشور سفر کنند - چون در داخل کشور مسابقات معتبر و قابل اتکا کم است.
۳. بینظمی در برگزاری لیگها و تورنمنتهای مهم
لیگ، نماد حرفهایگری یک ورزش است.
اما در شطرنج ایران:
- لیگ برتر، دسته یک و لیگهای استانی در سالهای اخیر با افت کیفیت شدید مواجه شدهاند،
- در برخی استانها سالهاست برگزار نمیشوند،
- و زمانبندی آنها نیز نامنظم است.
این موضوع مستقیماً به توقف رشد بازیکنان حرفهای منجر میشود.
۴. غیرفعال بودن بسیاری از هیأتهای شهرستانی
در عمل:
- بسیاری از هیأتها فعالیت منظم ندارند،
- یا برنامههای آموزشی و مسابقات پایه برگزار نمیکنند،
- یا بودجه ندارند،
- یا نیروهای باتجربه در آنها بهکار گرفته نمیشود.
در نتیجه، استعدادهای فراوان در شهرستانها بهسادگی خاموش میشوند.
۵. ابهام در تصمیمگیریها، بودجه و هزینهها
شطرنج ورزشی است که بر منطق، دقت و مسئولیت فردی بنا شده است.
هر حرکت باید قابل توضیح باشد. هر تصمیم باید توجیه روشن داشته باشد.
وقتی یک بازیکن اشتباه میکند، میتوان نشان داد کجای کار غلط بوده.
وقتی یک مربی توصیهای ارائه میدهد، منطق پشت توصیه روشن است.
وقتی داور قضاوت میکند، میتوان قوانین را بررسی کرد.
بنابراین طبیعی است که جامعهی شطرنج انتظار داشته باشد مدیریت شطرنج نیز با همین استاندارد کار کند.
اما در حوزهی شطرنج ایران، بسیاری از فعالان احساس میکنند هنگام طرح پرسشهایی مانند:
- بودجهی سالانه دقیقاً چقدر است و چگونه خرج شده؟
- چه مقدار به هیأتها داده میشود؟
- هزینهی اعزامها چقدر بوده؟
- گزارش مالی چرا منتشر نمیشود؟
- معیار انتخاب مسئولان فنی چیست؟
- چرا برخی افراد چند پست دارند و برخی پستهای مهم به صورت سرپرستی اداره میشود و نظارت کافی وجود ندارد؟
- برنامهٔ توسعهی شطرنج و استعدادیابی کشور چیست و چرا اعلام نمیشود؟
این پرسشها طبیعیاند. خواستههای عجیب یا افراطی نیستند؛ بلکه لازمهی رشد حرفهای هر رشتهی ورزشیاند.
این مطالبهها مانند هر نهاد عمومی، حق جامعهی شطرنج است.
اما بهجای دریافت پاسخ روشن، با تغییر موضوع مواجه میشوند.
۶. استفاده از افراد فاقد تخصص لازم در سمتهای فنی
بسیاری از مربیان و داوران میگویند:
- نیروهای متخصص کمتر در تصمیمگیریها دخیلاند،
- انتخاب برخی مسئولان شفاف نیست،
- معیار تخصص و تجربه همیشه رعایت نمیشود.
این موضوع به طور مستقیم باعث افت کیفیت برنامهها میشود.
۷. چندپستبودن و تداخل مسئولیتها
وقتی یک فرد همزمان چند مسئولیت دارد:
- ظرفیت نظارت کاهش مییابد،
- تضاد منافع ایجاد میشود،
- و کیفیت اجرا پایین میآید.
این یک نگرانی رایج در جامعهی شطرنج است.
۸. عدم پاسخگویی و برخوردهای غیرحرفهای با منتقدان
در بسیاری از گفتوگوهای رسمی و غیررسمی، بهجای پاسخ به سؤال، منتقد با جملاتی مانند موارد زیر مواجه میشود:
- «تو خودت چی کار کردی؟»
- «رزومهات چیست؟»
- «چه کمکی تا به حال کردی؟آیا تا به حال یک مسابقه برگزار کردی؟»
- «داری تهمت میزنی؛ ازت شکایت میکنیم.»
این دقیقاً همان پسچهایسمِ کاسپاروف است:
انحراف بحث، شخصیکردن موضوع، و دور کردن ذهن از سؤال اصلی.
چرا کاسپاروف این موضوع را هشدار میدهد؟
کاسپاروف در نوشتههایش توضیح میدهد که هر جا پاسخگویی کاهش یابد، کیفیت سقوط میکند.
او تأکید میکند:
- «پرسشگری نشانهی دشمنی نیست؛ نشانهی سلامت است.»
- «جامعه حق دارد بداند پشت تصمیمات چه بوده.»
- «تغییر بحث یعنی پنهان کردن ضعف، نه حل آن.»
راه روشن برای آیندهی شطرنج ایران
هیچ جامعهای بدون گفتوگوی حرفهای رشد نمیکند.
پرسیدن حق است؛ پاسخدادن مسئولیت.
جامعهی شطرنج ایران:
- استعداد دارد،
- نیروی انسانی دارد،
- مربیان قوی دارد،
- داوران سختکوش دارد،
- و بازیکنان درخشانی که با وجود همهی مشکلات، همچنان میدرخشند.
تنها چیزی که رشد حرفهای را کند میکند ابهام و پاسخگریزی است.
اگر قرار باشد شطرنج کشور مسیر پیشرفت مستمر را طی کند، ضروری است که:
- تقویم سالانه منظم و توسط متخصصان تنظیم و واقعاً اجرا شود،
- مسابقات استاندارد منظم برگزار شود،
- لیگ حرفهای و پایدار داشته باشیم (در همه استانها و حتی شهرستانها)،
- گزارشهای مالی شفاف منتشر شود،
- از متخصصان واقعی استفاده شود،
- تداخل پستها اصلاح شود،
- هیأتهای شهرستانی فعال شوند،
- ساختارها بر اساس استانداردهای حرفهای اصلاح شوند،
- نظارت و پاسخگویی تقویت شود،
- تصمیمات کلیدی توضیح داده شود،
- و مهمتر از همه: به پرسشهای جامعهی شطرنج، پاسخ مشخص و محترمانه داده شود.
اینها خواستههای غیرمعمولی نیستند؛ خواستههای منطقی، ورزشی و کاملاً قابل دفاعاند.
اینها استانداردهای شطرنج حرفهای در سراسر دنیا هستند.
سخن پایانی
شفافیت دشمن هیچکس نیست.
پاسخگویی نشانهی ضعف نیست.
پرسیدن بیاحترامی نیست.
تمام این نوشته صرفاً دعوتی است به برگشتن به اصل سؤالها - همان چیزی که گری کاسپاروف دربارهاش هشدار میدهد.
شطرنج یعنی وضوح.
یعنی منطق.
یعنی مسئولیت حرکتها.
مدیریت شطرنج هم باید همینگونه باشد.
«نکته مهم: مطالب این نوشته صرفاً برداشتها، تحلیلها و دیدگاه شخصی نگارنده است و ادعای قطعیت، اتهامزنی یا داوری حقوقی ندارد. طبیعتاً موارد بسیاری نیز ممکن است از قلم افتاده باشد. هدف فقط طرح دغدغههای رایج جامعهی شطرنج است. خوشحال میشوم اگر شما نیز نقد و نظرات تکمیلکنندههای خود را - چه در ادامهی همین مطلب و چه در بخش کامنتها در کانال و گروه انجمن شطرنج ایران - اضافه کنید.»
✍️ محمد فتاحی