مهمان گرامی خوش آمدید! لطفا برای استفاده از امکانات انجمن   وارد شوید یا ثبت نام کنید
استایلر





بستن


مهم:در صورت خرید از سایت اگر فایل برای شما ارسال نشد و یا پیغام تراکنش ناموفق را دریافت کردید حتما از طریق تلگرام با آیدی Kingofcheat@ با مدیریت سایت تماس بگیرید.با تشکر

امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
"گدای شطرنجباز"
نویسنده پیام
مدیر کل سایت


مدیر کل سایت

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 1,465
تاریخ عضویت: آبا ۱۳۹۱

اعتبار: 127
مهره مورد علاقه
سابقه شطرنج
بیش از 10 سال
گشايش مورد علاقه
b4
ریتينگ
1820
محل سکونت
کرمانشاه
دلنوشته من انجمن شطرنج ایران،نخستین انجمن تخصصی شطرنج
سپاس ها 914
سپاس شده 1190 بار در 520 ارسال

ارسال: #1
"گدای شطرنجباز"
"گدای شطرنجباز"

سید غرق تفکر بود..
شایدم وانمود میکرد..!..چون نوبت حریفش بود...
توی پارک همه تو بازیها دخالت میکردن و نظر میدادن..
ولی نوبت سید که میشد کسی صحبت نمیکرد..!..نه اینکه بازیش خوب باشه..بازیش تعریفی نداشت..
ولی زیاد حساس بود و زود ناراحت میشد..
دیگه بچه ها مراعاتش میکردن و به هر بدبختی بود جلو دهنشون رو میگرفتن..!
یهو یکی گفت خدا عوضتون بده..!..خدا به مات اجبار دچارتون نکنه..!..خدا سوارهاتون رو حفظ کنه..!!
همه نگاهها به سمت صدا برگشت....
عه..!..چه گدای جالبی..؟!..
گفتم مگه تو شطرنج بلدی؟؟..
گفت خیلی کم..حرکت دوسه مهره رو بلدم..!..
گفتم این کلماتو از کجا یاد گرفتی؟..
گفت همینجا..!..یهو میشنوم و میبینم طرف بعد این کلمات ناراحته..منم میدونم چیز بدیه..!..
یه پولی از بچه ها کاسب شد و مات و مبهوت بازی سید و حریفش شد..!
یهو به حریف سید گفت مواظب باش میخواد وزیرتو آچمز کنه..!..
سید سری چرخوند و به گدا گفت برو پی گدائیت بینم ..دخالت نکن..!..
همه بچه ها خنده شون گرفته بود..
گدا رو به سید کرد و گفت واسه چی؟!..وظیفه هر انسانیه به دیگران کمک کنه..!..
سید گفت پس چرا به من کمک نمیکنی؟..
گدا گفت خوب باشه وزیرشو بگیر!..
سید گفت نوبت اونه!..
گدا دوباره به حریف سید گفت خب مواظب باش وزیرتو نگیره..!!..
همه دوباره خنده شون گرفت..
دیدیم پشت سرمون یکی دوتا از دوستامون از خنده پس افتادن..!!..
تازه فهمیدم جریان چیه و بدبختانه سیدم فهمید زیر سر اونهاس و یکی از مهره های کشته شده رو به سمتشون پرت کرد..!.
ولی اولین باری بود که دیدیم تو بازی سید دخالت میشه و سید خودش خنده ش گرفته..!!
گدا هم لبخندی به لب داشت...
شایدم مثل سید...اونم خیلی وقت بود که نخندیده بود....

"بهزاد"
۳-اردیبهشت-۹۶, ۱۱:۳۳ عصر
وبسایت جستجو پاسخ


چه کسانی این موضوع را مشاهده کرده‌اند
6 کاربر این موضوع را خوانده‌اند
Sa_e2007 (۱۳-فروردین-۰۲ ۰۱:۴۸ صبح), یاسین1385 (۱۸-خرداد-۹۷ ۰۲:۲۲ صبح), max13124 (۶-شهریور-۹۶ ۱۱:۳۱ عصر), yasin85 (۳-تیر-۹۶ ۰۲:۱۱ عصر), aasta (۱۵-اردیبهشت-۹۶ ۰۹:۳۱ صبح), Admin (۳-اردیبهشت-۹۶ ۱۱:۳۳ عصر)

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

راه های تماس با ما

irchess.ir [at] gmail [dot] com
@Kingofcheat
@irchessbot

نماد اعتماد الکترونیکی

نماد اعتماد الکترونیکی