جدایی: تمرکز بر رشد و نه نتیجه
چگونه بدون نگرانی از ریتینگ، سریعتر رشد کنیم؟
استاد بزرگ آوتیک توضیح میدهد که چگونه با جدا شدن از نتایج و تمرکز بر رشد، بیشتر از سفر شطرنج خود لذت خواهید برد و سریعتر رشد خواهید کرد.
«نتیجهها چندان اهمیتی ندارند؛ آنچه اهمیت دارد، مسیر فهمیدن و یاد گرفتن است.»
— کوبی برایانت
این مقاله به قهرمان من کوبی برایانت تقدیم میشود که خاطره و نمونهاش همیشه برای من منبع الهام خواهد بود.
دو روز پیش فیسبوک مسنجر را باز کردم و در میان پیامهایی که آنجا بود، یکی را دیدم که با "F*ck..." شروع میشد. فکر کردم اسپم است. و حتی اگر نبود، برایم مهم نبود. پس رفتم تا آن را پاک کنم و بلاک کنم. اما کنجکاویام بر من غلبه کرد و روی آن کلیک کردم...
دو ماه قبلتر...
ما به همه اعضای سالانه PRO خود تماسهای تکبهتک اضافی با یک استاد بزرگ ارائه میدهیم. برنامه مطالعه شخصیشدهای به آنها میدهیم که چگونه از ChessMood برای بیشینه کردن رشدشان استفاده کنند.
یک بار وارد یک تماس برنامهریزی شده شدم. اولین چیزی که شنیدم این بود: "Whaaaat's up GM Grigooooryan"
وقتی تصویر دوربین ظاهر شد، مرد جوانی را با کلاه دیدم که روی صورتش خالکوبی داشت. او بازیکن بیسبال بود که اخیراً عاشق شطرنج شده بود و به ChessMood پیوسته بود. بعد از یک ماه بودن با ما، بالاخره "وقت پیدا کرده بود" تا از تماس اضافیاش استفاده کند.
با صدایی ناامید اما پرشور، داستان جالبی برایم تعریف کرد. نمیتوانم همه چیزهایی که گفت را کلمه به کلمه به خاطر بیاورم، اما چیزی شبیه به این بود:
"من و دوستم یاد گرفتیم شطرنج بازی کنیم. وقتی هردومان ریتینگ ۵۰۰ در chess.com داشتیم، شرط بندی کردیم که کی زودتر به ۱۵۰۰ میرسد. من به ChessMood پیوستم. بعد از یک ماه به ۷۰۰ رسیدم، خیلی خوشحال بودم. تا اینکه خانهاش بودم و روی صفحه کامپیوترش دیدم که او قبلاً از ۹۰۰ گذشته!"
داستان را با این جمله تمام کرد: "به نظر میرسد قرار است معامله را ببازم. به کمک نیاز دارم، رئیس"
وقتی از او پرسیدم که از زمان پیوستن به ما چه کاری کرده، گفت که دوره اصول گشایش، بخشی از دوره Tactic Ninja، و برخی از گشایشهای WhiteMood و BlackMood ما را تماشا کرده.
خوب به نظر میرسید و +۲۰۰ ریتینگ شایسته بود.
سپس از او پرسیدم که میداند دوستش از کجا یاد میگیرد. خندید و گفت:
"نمیدانم. آن *** به من نگفت اما نام کاربریاش را میدانم."
"خوب،" گفتم. "هر دو نام کاربریتان را به چت ما بفرستید و من به زودی با شما تماس میگیرم."
ابتدا بازیهای شاگردانمان را بررسی کردم. و به طور لذتبخش و با غرور غافلگیر شدم.
او برای ریتینگ ۷۰۰-اش شطرنج بسیار-بسیار سالمی بازی میکرد. او مهرههایش را در گشایش به خوبی گسترش میداد، برای مرکز مبارزه میکرد (عمدتاً بدون هیچ برخوردی پیروز میشد)، و هم استراتژیک و هم تاکتیکی بازی میکرد. پایه بازیاش نه تنها قابل فخر بود بلکه بسیار-بسیار-بسیار قابل فخر بود!
بخش بد؟ فقط اشتباهات فاحش زیادی... واضحاً، تمرکز ضعیف و لغزندگی.
سپس به حساب دوستش رفتم. و از همان دقایق اول، همه چیز واضح بود. دوستش گرفتار چیزی شده بود که من آن را "دام یوتیوب" مینامم.
او انواع واریانتهای دارای دام را بازی میکرد. اغلب آنها جواب میدادند و او بازیها را در کمتر از 15 حرکت برد میگرفت. اما وقتی نمیدادند... او هیچ ایدهای از اصول گشایش نداشت، هیچ پایهای نبود، هیچ تاکتیک پایهای نبود... هیچ چیز اساسی وجود نداشت. تمام امیدش روی تلههایش بود. اگر جواب میدادند، برد میگرفت. اگر نمیدادند، به تصادف مهرهها را حرکت میداد و به بهترین حالت امیدوار بود.
با شاگردانمان تماس گرفتم. چه اتفاقی میافتد را برایش توضیح دادم. اینکه دوستش خیلی روی نتایج سریع متمرکز است.
بسیاری از یوتیوبرها میدانند که اکثر بازیکنان شطرنج نتایج سریع میخواهند، پس ویدیوهای زیادی ضبط میکنند که روی آموزش دامها متمرکز هستند.
ادامه دادم و توضیح دادم: "دوستت طعمه شد. بله، ریتینگاش را بالا برد. اما بدون داشتن پایه، به زودی به یک سکوی ثابت خواهد رسید."
"و من؟" - پرسید. "و تو، دوست من، در این ماه روی رشدت متمرکز بودی. در حالی که دوستت - روی نتایج، نتایج سریع. اگر شرط این بود که کی اول به ۱۰۰۰ میرسد، شرط را میباختی. اگر اول به ۱۲۰۰ بود، ممکن بود ببازی. اما ۱۵۰۰... فقط به تمرکز بر رشدت ادامه بده و برد میگیری."
سپس برای چند ماه آینده راهنمایی به او دادم.
اگر شما هم زیر ۱۵۰۰ هستید، ممکن است این راهنمایی برایتان مفید باشد، پس آن را در زیر اضافه میکنم. در غیر این صورت، پاراگراف بعدی را رد کنید.
- مصاحبه کوبی برایانت (به زودی لینک را هم به شما خواهم داد) و چند مقاله برایش فرستادم.
- به او گفتم تا Tactic Ninja را تمام کند، و دوره BlunderProof را تماشا کند! توضیح دادم که چرا این دورهها برایش تغییر دهنده بازی خواهند بود، و چگونه اشتباهات فاحشش را کاهش خواهند داد - بزرگترین مشکل بازیهایش.
- به او توصیه کردم زیاد بازی کند (اگر بخش اول BlunderProof را تماشا کرده باشید میدانید چرا)، اما روش ۹ بازی در یک جلسه را حفظ کند.
- سپس بازیهایش را به طور خلاصه تجزیه و تحلیل کند تا بزرگترین اشتباهات را ریشهکن کند.
- به او پیشنهاد دادم که دورههای بخش Rating Booster 2000 را ادامه دهد و وقتی وقت پیدا کرد یکی یکی از آنها عبور کند.
- شروع به یادگیری گشایشهای WhiteMood و BlackMood، زمانی که از ریتینگ ۸۰۰ بالاتر رود.
- و رویدادهای آموزش زنده را تماشا کند که ما گشایشهای ChessMood را در مقابل سطح زیر ۱۵۰۰ بازی میکنیم. او با دقت به همه چیز گوش داد و یادداشت برداشت.
در پایان، پرسید: "مطمئنی که بازی را میبرم، رئیس؟" "بله،" گفتم. "اگر دوستت رویکردش را تغییر ندهد."
مکث کرد و سپس با لبخندی روی صورتش گفت: "باشه رئیس! اما اگر برد نگیرم، پیدات میکنم و ***..."
آنقدر پرانرژی و خوب بود که نمیتوانستم ناراحت شوم یا "کلمات بدش" را شخصی بگیرم. کمی خندیدیم و برای یکدیگر آرزوی موفقیت کردیم.
دو ماه بعد... وقتی کنجکاویام بر من غلبه کرد و روی پیامی که با "F" شروع میشد کلیک کردم، این بود:
"F
ck, fck, f*ck. تو *** bith ***.... حق داشتی!"
او بود! آن *** (از او کلمات بد یاد گرفتم، ببخشید) فقط دو ماه بعد از تماسمان شرط را برد!
هر دو از لحظه قراردادشان ریتینگهایشان را بالا بردند، اما...
دوستش از ۵۰۰ به ۱۰۰۰ در دو ماه رشد کرد! و سپس در سکوی ثابت ماند و حتی در ماه سوم مقداری ریتینگ از دست داد. قهرمان من از ۵۰۰ به ۱۵۰۰ در سه ماه جهید!
هر دو رویکردهای متفاوتی داشتند. خب، در حقیقت و بدون فروتنی جعلی، باید ذکر کنم که یکی از منابع تصادفی یاد میگرفت، و دیگری به روش ساختاریافته از دورههای استاد بزرگ ما، با پیروی از برنامه مطالعه شطرنج ما.
اما تفاوت اصلی ChessMood نبود.
تفاوت اصلی در طرز تفکر بود! یکی روی نتایج متمرکز بود. روی نتایج سریع. دیگری - روی رشد!
وقتی بیشتر صحبت کردیم، گفت که بعد از تماسمان فوراً آماده پذیرش نصیحت من نبود. اعتماد به نفس نداشت. اما گوش دادن به مصاحبههای کوبی همه چیز را سرجایش قرار داد.
نصیحت کوبی برایانت افسانهای
من به تئوریپردازان گوش نمیدهم. کتابهای آزمایشگران را نمیخوانم. من از افراد حرفهای موفق پیروی میکنم. و یکی از قهرمانان من کوبی برایانت است.
کوبی همیشه درباره اهمیت جدا شدن از نتایج و تمرکز بر رشد صحبت میکرد. درباره خاموش کردن غرور که از نتایج تغذیه میشود.
کلماتی که در مصاحبهاش با جی شتی گفت را به خاطر دارم: "من بازیکنان زیادی دیدهام، خصوصاً الان در بسکتبال جوانان، آنها قویتر هستند، سریعتر هستند... و مربیانشان آنها را برای نتایج مربیگری میکنند. 'تو فقط قرار است از اندازهات استفاده کنی... تا امروز تسلط پیدا کنی.' آنها روی نتایج متمرکز هستند، اما رشد نمیکنند. آنها روی تبدیل شدن به یک ورزشکار بهتر متمرکز نیستند."
و سپس این کلمات درخشان را گفت:
مسیر فهمیدن مهم است! قوی است، نه؟
با این حال، ما مدام آن را فراموش میکنیم، و نتایجی که به شدت میخواهیم بیشتر توجه ما را جلب میکنند...
رتبهبندی و سایهاش
در شطرنج، ابزار اندازهگیری به نام "ریتینگ" وجود دارد. بعد از هر بازی، بالا و پایین میرود. و واقعاً-واقعاً سخت است که آن را نادیده بگیریم، خودمان را از نتایج جدا کنیم، و روی رشد تمرکز کنیم.
وقتی بچه بودم، من هم خیلی نگران ریتینگام بودم. و این باعث کند شدن رشد بیشترم میشد، همانطور که بسیاری از همسالانم را متوقف کرد، اگر آنقدر خوششانس نبودم که پدر خردمندی داشته باشم که همیشه مرا در جهت درست راهنمایی میکرد.
او مدام به من یادآوری میکرد: "پسر، فقط روی تبدیل شدن به یک شطرنجباز بهتر متمرکز شو، و ریتینگات دنبالت میآید. دنبالت میدود و اجازه نمیدهد که تنها جلو بروی."
من نصیحتاش را در طول زندگیام به خاطر دارم - تمرکز بر رشد و جدا شدن از نتایج. اما اغلب آن را فراموش میکنم. حتی الان و هر وقت فراموش میکنم، بهایش را میپردازم...
دیوانه میشدم...
ممکن است از مقالات دیگر ما بدانید که من ChessMood را با پول بسیار کمی در حسابم شروع کردم. و اینکه هزینهها را با بازی پوکر آنلاین از ۴-۸ صبح، ۶ روز هفته پوشش میدادم اما چیزی که نمیدانید این است که چقدر اغلب روزهای بدی داشتم...
من بازیکن خوبی بودم. سالها پوکر بازی کردم و در یک نقطه، ۵ مربی داشتم که کمک کردند واقعاً خوب شوم.
اما برخلاف شطرنج، پوکر بازی بیش از مهارت است.
شما میتواند قهرمان جهان باشید، و به ضعیفترین بازیکن ببازید... در پوکر عامل شانس وجود دارد، و بازیکنان خوب در دراز مدت برنده میشوند، اما نه لزوماً هر روز!
من همه اینها را میدانستم. درست مثل همه، اغلب دست خوبی بازی میکردم، متمرکز، خلاق و هوشمند. اما در نهایت، پول از دست دادم...
در کل تمام دوره حرفهای پوکر برایم خوب بود. میفهمیدم ریاضیات چطور کار میکند. اما نه الان! وقتی برای پوشش هزینهها و حقوقها بازی میکنی...
وقتی روزهای پرداخت قبضها نزدیک میشوند، آسان نیست که نتایج را فراموش کنی و روی بهترین عملکرد تمرکز کنی. من روی نتایج متمرکز بودم و هر وقت شانس با من نبود، اغلب بقیه روز را در استرس میگذراندم و دست بعدی را با همان حال بد شروع میکردم.
چالشی داشتم. و اینطور بر آن غلبه کردم.
به HoldemManager رفتم (برنامهای است که بازیکنان پوکر استفاده میکنند، درست مثل شطرنجبازان حرفهای که از ChessBase استفاده میکنند)، و نتیجه نهایی را مخفی کردم. نمیتوانستم ببینم چقدر برد یا باخت داشتم. بله! درست همینطور!
نشستی بازی میکردم بدون اینکه ایدهای داشته باشم که در نهایت پول بردم یا نه. آه، فراموش کردم بگویم که بر روی ۲۰ میز همزمان، روی ۲ مانیتور بازی میکردم چند صد تورنمنت در روز، پس هیچ شانسی نداشتم که به خاطر بیاورم بیشتر بردم یا باختم.
با مخفی کردن نتیجه $ نهایی، تنها چیزی که داشتم دستهایم بود (بازیهای شطرنج) برای تجزیه و تحلیل، برخی آمارها، و KPI هایم...
تکنیک "KPI"
فایل اکسلی ایجاد کردم که KPI هایم - شاخصهای کلیدی عملکرد - را داشت.
داشتم:
- تمرکز
- انرژی
- ذهن تیز
در انتهای هر دست، به خودم نمره میدادم، از ۱-۱۰، در هر یک از آنها. این باعث شد روی ورودی متمرکز شوم. تا بهترین حالت ممکن بازی کنم و نگران نتیجه نهایی نباشم.
تنها چیزی که میتوانستم کنترل کنم ورودی بود. خروجی در دست من نبود. اما با بیشینه کردن ورودیام، در واقع خروجی را هم کنترل میکردم.
برچسبی هم ساختم و روی مانیتورم گذاشتم:
"میتوانی ورودیات را کنترل کنی، اما خروجیات را نه. اما با کنترل ورودیات بر خروجی تأثیر میگذاری."
اکثرا در دنیای شطرنج، از جمله من و بسیاری از شاگردانم، اغلب خیلی روی نتایج، روی خروجی متمرکز هستند. به جای رشد - روی ورودی.
من تکنیک KPI ام را با آنها استفاده میکنم و خیلی خوب جواب میدهد!
آنها فایلهای اکسل با KPI هایشان دارند. در زیر برخی از آنها آمده که میتوانید به عنوان الهام برای ایجاد مال خودتان استفاده کنید.
- تمرکز در طول تمرین
- ساعات تمرین
- تمرکز در طول بازی
- انضباط قبل از بازی
- انضباط بعد از بازی
در پایان هر روز، فایل اکسل را پر میکنند، هر یک از KPI ها را از ۱-۱۰ علامت میزنند. و من نگران نتیجه بازی یا تورنمنت نیستم. تنها چیزی که برایم مهم است KPI هایشان است. چقدر خوب امتیاز گرفتند؟
آنها نیازی ندارند برای حرکات بدشان "پاسخ بدهند" اما نیاز دارند توضیح بدهند که چرا "۳" زیر ستون "تمرکز در طول بازی" علامت زدهاند.
آن را امتحان کن، دوست من. میتوانی KPI های خودت را بسازی، همچنین شاخصهای اضافی که برایت مناسب هستند.
من هم در زمینههایی که میخواهم بهبود یابم از KPI ها استفاده میکنم. اما چون از شطرنج حرفهای بازنشسته شدهام و رشد شطرنجام برایم اولویت نیست، KPI های شطرنج ندارم اما بسیاری مربوط به ChessMood و مربیگری دارم.
برای هر سال، ماه، هفته و هر روز! هر روز خودم را اندازه میگیرم، به خودم یادآوری میکنم که روی ورودی متمرکز شوم. حتی برای روزهای استراحتم KPI دارم، که کیفیت استراحتم را اندازه میگیرم.
ممکن است مثل زندگی کسلکنندهای بنظر برسد، اما نیست. در واقع، سرگرمکننده است، وقتی با خودت صادق باشی، وقتی کارهای احمقانه انجام میدهی به خودت بخندی، آنها را درست کنی و ببینی چطور رشد میکنی. و بزرگترین شادی از دیدن نتایج شگفتانگیز میآید - پیامد خوب است.
موفق باشی
اغلب وقتی روی رشد متمرکز میشوی، ممکن است عقبگردهایی داشته باشی. از منطقه راحتیات خارج میشوی و روی جایی که ضعیف هستی متمرکز میشوی. ریتینگتات ممکن است موقتاً پایین بیاید اما نگران این نباش.
مقاله من "چگونه ۲۹۰۰ در Chess.com به دست آوردم" را خواندهای؟ یا "عبور از سکوی ثابت و رسیدن به ۳۰۰۰ در Chess.com" گابوزیان را؟ {بعدا ترجمه خواهند شد}
اگر به خاطر داری، هر دوی ما با عقب رفتن و تمرکز بر رشد موفق شدیم. سپس ریتینگ مثل سایه دنبالمان آمد.
امیدوارم، روی رشد متمرکز شوی و نه نتایج! و اگر آن مقالات را نخواندهای، ممکن است نکتهها و الهام زیادی در آنها پیدا کنی.
برایت آرزوی شجاعت در جدا شدن از نتایج، خاموش کردن غرور، و فهمیدن چیزهایی که مهم هستند، میکنم.
پ.ن. خوشحال میشوم داستانهای موفقیت نظرات و بازخوردتان را در انجمن به اشتراک بگذارید.
برای رشدت، استاد بزرگ آوتیک
تاریخ انتشار مقاله ۲۲ نوامبر ۲۰۲۲
✍️ مترجم : محمد فتاحی
منبع: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.