مهم:در صورت خرید از سایت اگر فایل برای شما ارسال نشد و یا پیغام تراکنش ناموفق را دریافت کردید حتما از طریق تلگرام با آیدی Kingofcheat@ با مدیریت سایت تماس بگیرید.با تشکر
اندیشه ساختارشکن در شطرنج (تازهترین اثر تایگر هیلارپ پرسون)
اندیشه ساختارشکن در شطرنج
تازهترین اثر تایگر هیلارپ پرسون، بازتابی از پیچیدگیها - و آشوب - این بازی است.
به قلم استاد بینالمللی جان واتسون، تئوریسین برجسته و مؤلف نامآشنای شطرنج
در زمانی که استاد بزرگ، اولف آندرسون، بهراحتی بیشترین تأثیر را بر بازیکنان اسکاندیناوی داشت، استاد بزرگ سوئدی، تایگر هیلارپ پرسون، راه خودش را در پیش گرفت. در حالی که آندرسون شروع بازیهای آرام را بازی میکرد و به تعویض زودهنگام وزیرها در بازی معروف شده بود، تایگر بیشتر مایل بود وزیرش را قربانی دهد تا اینکه آن را تعویض کند - بخش زیادی از کتاب جدید او به قربانیهای وزیر اختصاص دارد.
باید بگویم که من همیشه بازیها و سبک پرسون را تحسین کردهام، و فکر میکردم که کتاب او به نام مدرن تایگر (۲۰۰۵) به سادگی درخشان است (من نسخه ۲۰۱۴ به نام تایگر مدرن را نخواندهام، که احتمالاً در صورت علاقهمندی همان نسخهای است که باید سفارش دهید).
دامنه کتاب جدید هیلارپ پرسون، تئوری آشوب تایگر، به قدری گسترده است و تایگر چنان سریع از موضوعی به موضوع دیگر میپرد که حتی خود نویسنده نیز در توصیف مختصر اینکه کتاب درباره چیست، موفق نمیشود. با این حال، برخی از مضامین کلی تکرار میشوند، به ویژه ماهیت خلاقیت و شهود در شطرنج.
او مینویسد: «من به نقطهای رسیدهام که خلاقیت در شطرنج را به عنوان ترکیبی از دو چیز میبینم - توانایی به کارگیری الگوها و ترکیب آنها به روشهای جدید، و یک نگرش ساختارشکنانه نسبت به جنبه ماتریال بازی.» او میافزاید که این کتاب «آنقدرها درباره خلاقیت نیست، بلکه نقشهای است برای بهبود شهود خواننده در برخی موارد نسبتاً افراطی. ... در نهایت به کتابی درباره شهود تبدیل شد؛ یا شاید درباره نحوه استفاده خلاقانه از شهود.»
پرسون اصرار دارد که شطرنج بسیار فراتر از آن چیزی است که به چشم میآید، حتی در وضعیتهای ظاهراً ساده. در مورد بازی مبتنی بر قوانین، او میگوید: «من نمیتوانم اصول غیرعملی را تحمل کنم که سعی دارند پیچیدگی بازی را به راهحلهای سریع و قابلفهم تقلیل دهند. من تنها کسر کوچکی از ادبیات شطرنج سی سال گذشته را خواندهام؛ اما اگر بخواهم حرف شاگردانم را باور کنم، پس باید مملو از همین چیزها باشد: ادعاهای سادهتر کردن شطرنج.» تایگر در مصاحبه پادکست اخیری با درک یان تن گئوزندام، میپذیرد که اصولی در شطرنج وجود دارند، اما میگوید هر اصلی باید انعطافپذیر باشد، زیرا جزئیات بسیار مهم هستند. در این کتاب گهگاه شاهد بازنویسی توصیههای قدیمی خواهید بود. به عنوان مثال، قانون «اسب در حاشیه ضعیف است» به راهنمای «اسب در حاشیه باید هدف روشنی داشته باشد» تبدیل میشود. این بسیار بهتر است، اگرچه حدس من این است که هنوز هم برای یک هنرجو در حال پیشرفت چندان مفید نخواهد بود.
با این پیشزمینه، اجازه دهید تنها به چند مورد از موضوعات این اثر گسترده اشاره کنم. فصل اول به بررسی عمیق واریانتی میپردازد که تایگر کشف کرده و در برابر چندین حریف استاد بزرگ بازی کرده است، مانند این بازی:
دفاع گرونفلد (D80)
استاد بزرگ تایگر هیلارپ پرسون (۲۵۳۵)
استاد بزرگ ویکتور میخالوسکی (۲۶۳۲)
مسابقات آزاد ریکیاویک، ۰۳.۱۱.۲۰۰۸
تایگر اولین بار این واریانت را در سال ۲۰۰۶ در ذهن پروراند. سفید در ازای وزیر دو سوار و همچنین چندین برتری پوزیسیونی دارد، اما این مقدار زیادی ماتریال است. تایگر اظهار میکند: «داستان میتوانست در اینجا به پایان برسد، با دیدن اینکه انجینها وضعیت را برای سیاه کاملاً برنده ارزیابی میکنند. اما من چیزی در مورد این وضعیت پیدا کردم که از آن خوشم آمد و در نهایت به آن 'ایمان' آوردم، به این معنی که فکر میکردم برای سفید بسیار (بسیار) بهتر از آن چیزی است که انجینها نشان میدادند. در حال حاضر، این احتمالاً وضعیتی است که من در طول عمرم بیشترین ساعات را روی آن صرف کردهام.»
جهت اطلاع، جدیدترین انجینهای استاکفیش و لیلای زیروی من در اینجا به ارزیابی حدود -۱.۴ میرسند، همانطور که تایگر نیز نشان میدهد. اما انجینهای قدیمیتر من به نفع سیاه ارزیابی بیشتری دارند، تا -۳.۰، ارزیابی که خود تایگر با آن روبرو شد و جسورانه آن را نادیده گرفت. امروز چند بازیکن حتی به خود زحمت میدهند که به جستجو ادامه دهند؟
از این نمودار، حرکات زیادی امتحان شده است و تایگر میگوید که او هر حرکت ممکنی را با انجینهای برتر تحلیل کرده است؛ به عنوان نمونه کوچکی از ایدههای این وضعیت، او ۱۱ صفحه متراکم از بازیها و تحلیلها را در کتاب گنجانده است، و در کمال تعجب، بعد از این همه سال به هیچ نتیجه قطعی نرسیده است. این مثال جذاب به بحثهای بعدی کتاب درباره شهود، ساختار، و مدیریت جبران بلندمدت شکل میدهد.
فصل بعدی درباره «خروج از تنگنا (فرار)» است، که بیشتر به راههای تماشایی برای فرار از وضعیتهای فشرده میپردازد. بعد از آن چند فصل درباره قربانیهای وزیر (یک موضوع مورد علاقه) و فصلی درباره نحوه تصمیمگیری درباره اینکه سوارهای شما کجا میتوانند بروند و کجا نمیتوانند بروند، با تأکید بر راهحلهای غیرشهودی و تاکتیکی وجود دارد. یک بازی زیبا شامل چیزی است که تایگر آن را یک «قربانی واقعی» مینامد، که به گفته او قربانی است که «در قالب الگوهایی که از قبل برای ما شناخته شدهاند، نمیگنجد.» فکر میکنم شما هم موافق باشید که این مورد دارای چنین شرایطی است:
شروع بازی انگلیسی (A30)
استاد بزرگ خولیو گراندا زونیگا (۲۵۹۰)
استاد بزرگ یاسر سیروان (۲۵۹۵)
بوینس آیرس، ۱۹۹۳
اینجا هنوز هم وضعیت آشفته است و به طور عینی سیاه در این وضعیت برابر است، اما سفید پیروز شد. تایگر ۹ صفحه مفصل را به این بازی اختصاص میدهد، و دو مورد از گفتههای او در اینجا صدق میکند: «ماتریال چه چیز فوقالعادهای دارد؟» و «انتظار نداشته باشید که غیرممکن همیشه غیرممکن باشد.»
فصل دیگری در تئوری آشوب تایگر مجموعهای از پیادهرویهای شاه در وسطبازی را نشان میدهد، که بیشتر آنها مستقیماً در وسط صفحه به جلو رفته و در معرض حمله قرار میگیرند. بسیاری از نویسندگان (از جمله خود من) درباره این موضوع بدون هیچ بهانه موجهی برای گنجاندن آن در کتابهایشان نوشتهاند. نشان دادن شاهی که همه چیز را به خطر میاندازد، بر خلاف غرایز ریشهدار ما، به سادگی غیرقابل مقاومت است.
یک فصل بسیار کوتاه اما سرگرمکننده، آزمایش تایگر را بازگو میکند که در آن او عمداً «سبک کارپوف را احضار میکند». بعد از باخت در یکی دو بازی در یک تورنمنت در حالی که با سبک پویای همیشگی خود بازی میکرد، او تصمیم میگیرد آگاهانه مانند نقطه مقابل سبک خود بازی کند، در این مورد کارپوف (که بازیهایش را مطالعه کرده بود). این کار به طرز شگفتانگیزی جواب میدهد، احتمالاً به این دلیل که او خود را مجبور کرد از شیوههای تفکر راحت (و شاید کهنه) خود خارج شود تا دیدگاهش به بازی را تازه کند و ایدههای جدیدی بیابد.
تئوری آشوب تایگر پر از پرسه زدنها و تأملات فلسفی است، بنابراین منطقی است که با نقلقولی از «افکار نهایی» تایگر در اواخر کتاب به پایان برسد:
«گاهی اوقات وقتی به آینده خلاقیت در شطرنج فکر میکنم بدبین میشوم. نه اینکه فکر کنم عنصر خلاقیت کاملاً ناپدید خواهد شد، بلکه در طول زمان دیدهام که اهمیت آن نسبتاً کمتر شده است، به ویژه در مراحل شروع بازی. ... بیست سال پیش شطرنج را به عنوان شکلی از هنر در نظر میگرفتم، اما اکنون آن را بیشتر شبیه به یک علم میبینم.» با این وجود، او میگوید، «گرفتن یک ایده، نگاه کردن به آن، چرخاندن آن و سپس پیدا کردن جایی برای آن در یک زمینه متفاوت — این همان چیزی است که مرا شیفته شطرنج کرد و مرا در آن نگه میدارد. این دلیل اصلی من برای بازی شطرنج است.»
بخشی از وجود من فکر میکند که بیشتر کتاب تئوری آشوب تایگر سبک بازی از بین رفته و غیرعملی را توصیف میکند، و احتمالاً هم همینطور است. اما با تأمل بیشتر، این کتاب ممکن است الهامبخش روش تفکر تازهای باشد که میتواند به بازیکن نسل جدید برتری نسبت به همعصرانش بدهد. حتی اگر اینطور نباشد، باز هم میتوانید با بازیها و وضعیتهای هیجانانگیزی که تایگر انتخاب کرده است سرگرم شوید، بنابراین میتوانم آزادانه آن را به هر بازیکنی که در سطح باشگاهی یا بالاتر است توصیه کنم.