|
مدیر کل سایت
وضعيت :
مهره مورد علاقه
سابقه شطرنج
بیش از 10 سال
سپاس ها 914
سپاس شده 1193 بار در 522 ارسال
|
RE: داستان طنز "اسب زرین"
"اسب زرین" قسمت دوم ♠️♦️
مهندس طبق معمول همه روسا چرخی به صندلیش زد و پرونده رو باز کرد..
گفت..خب..جلسه قبل تا کجا رفتیم؟...اها..شماره 4..
اینجا نوشته شما اذعان کردین که خودسوزی کردین؟؟..
شماره 4گفت..بله با اجازه شما..!..
مهندس گفت..کجا..؟..جلو سازمان ملل..؟!..واسه گرسنگان آفریقا..؟!..نفت رو خودتون ریختین یا بنزین..؟!..
یکی از کاندیداها..گفت..خخخخخ..که با نگاه معنادار مهندس روشو اونور کرد..
شماره4گفت..البته مزاح میفرمائید مهندس..خودسوزی خودسوزیه دیگه..!..
مهندس گفت..آخه مرد مومن..شما تو رای گیری شرکت کردی..وقتی دیدی امیدی نیست.. به طرفدارات میگی رای هاتونو برگردونین بدین به فلانی؟؟..اسمشم میذاری خودسوزی و کناره گیری..؟..که فلانی لایقتره..؟..به خیالت با یه تیر دو نشون..؟!..
مثلا ما اومدیم قدردانی کنیم و یه اسب طلائی بدیم به کسائی که به نوعی زحمت کشیدن واسه شطرنج..
شماره 4گفت..اختیار دارین مهندس..سوء تفاهمه..!..
مهندس گفت..شماره 5..این آقا به نفع شما به قول خودش خودسوزی کرده..چیزی ازت نخواسته که..؟!..
شماره 5گفت..نه بابا بنده خدا..ولی بهش قول دادم اگه اول شم اسب زرینو بدم نیم ساعت بغل کنه..باهاشم عکس بندازه بزنه تو هیات شطرنجشون..!..
باز همون کاندیدای قبلی گفت..خخخخخ...!..
مهندس نگاه معناداری بهش کرد و گفت..خب..شماره6..با این خنده هات میدونی اتهامت چیه که..؟!..
شماره6گفت..نه ولا مهندس..!..من بی گناهم..به من اتهام زدن که تو گروهها شایعه انداختم کانال رای گیری خراب شده..برید امتحانش کنید ولی رو اسم من امتحان کنین بهتره..!..
شماره 5گفت..خخخخخ.!..
مهندس گفت ساکت..خب مرد مومن..اگرم خراب شده باشه..فقط رو اسم تو جواب میده..؟!..من خودم بهت رای داده بودم ولی رای خودمو پس گرفتم...پاشین برین ببینم..دوباره سرم درد گرفت..
بقیه رو بذارین واسه جلسه بعد...
"بهزاد"
|
|
| ۱۵-اردیبهشت-۹۷, ۰۶:۱۹ عصر |
|