مهمان گرامی خوش آمدید! لطفا برای استفاده از امکانات انجمن   وارد شوید یا ثبت نام کنید
استایلر





بستن


مهم:در صورت خرید از سایت اگر فایل برای شما ارسال نشد و یا پیغام تراکنش ناموفق را دریافت کردید حتما از طریق تلگرام با آیدی Kingofcheat@ با مدیریت سایت تماس بگیرید.با تشکر

امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
جاسوس
نویسنده پیام
مدیر کل سایت


مدیر کل سایت

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 1,465
تاریخ عضویت: آبا ۱۳۹۱

اعتبار: 127
مهره مورد علاقه
سابقه شطرنج
بیش از 10 سال
گشايش مورد علاقه
b4
ریتينگ
1820
محل سکونت
کرمانشاه
دلنوشته من انجمن شطرنج ایران،نخستین انجمن تخصصی شطرنج
سپاس ها 914
سپاس شده 1190 بار در 520 ارسال

ارسال: #1
جاسوس
"جاسوس"

دور سوم مسابقات تازه تموم شده بود و با دوستام برگشتیم خوابگاه..
داشتیم به حرف دوستمون میخندیدیم که گفت..ای تو روحتون واسه خوابگاتون..!..جیر جیر این پنکه سقفی کشت مارو..
گفتم..خخخ..بشین بینیم بابا بهونه نیار..!..باختیو تموم شد..اگه الان برده بودی صدای پنکه سقفی که هیچ..صدای مارو هم نمیشنیدی..
یهو تقی خورد به در خوابگاه و تا گفتم بفرمائین سه نفر اومدن تو..یکیشون که قیافه شو میشناختم و اسمش خاطرم نبود گفت..سلام استاد اجازه میدین بلیتس بزنیم؟..
گفتم..بفرمائین خواهش میکنم..
دوستمونم که باخته بود زیر لب گفت..همینو کم داشتیم...
گفتم..خخخخ...بی خیال به دل نگیرین دوستمون یه کم شوخه..بازیشم باخته اوقاتش تلخه..
بساط بلیتس شروع شد و اونی که با قیافه میشناختم دوسه بار هی تکرار میکرد بذار استاد بشینه استفاده کنیم..!...حس روانشناسیم میگفت رفتارش عادی نیست...
همونطور که بازی میکردم گفتم..راستی اسمتون چی بود شما..؟..یادمه بچه کجائین ولی اسمتونو یادم نیس...
اسمشو گفت و نوبت خودشم شد و اونم بردم...
کم کم بهشون گفتم ..شرمنده..دیگه بچه ها خسته ن..لذت بردیم..
گفت..ما شرمنده استاد..استفاده بردیم..!...
تا دم در بدرقه شون کردم...دم در طوری که دوستای خودمم متوجه نشن بهش گفتم..من همه واریانتها رو بازی میکنم..هیچ کدوم از بازیهام شروع یا دفاعشون یکسان نیست..ولی چون مهمون من بودین امشب..به رسم مهمون نوازی بهتون میگم..!..
گفت..چی رو استاد..؟..متوجه نمیشم..!..
گفتم..به فلانی که الان تو خوابگاه منتظره سلام برسون..بگو بهزاد گفت همین حمله ماکس لانژ رو میام باهاش..!..خودشو آماده کنه و مطمئن باشه زیر حرفم نمیزنم...
بنده خدا فقط موزائیکهای کف راهرو رو نگا میکرد و نمیتونست سرشو بلند کنه..دونفر دوستشم همینطور...
بعد چند ثانیه سکوت..آروم گفت..شرمنده استاد..امیدوارم ببخشین...بچگی کردیم...
گفتم..خدا همه مارو ببخشه..
و فردای اون روز چهارمین برد هم به وقوع پیوست..!

"بهزاد"
۲۱-مرداد-۹۷, ۰۷:۳۴ عصر
وبسایت جستجو پاسخ


پیام‌های داخل این موضوع
جاسوس - توسط Admin - ۲۱-مرداد-۹۷, ۰۷:۳۴ عصر

چه کسانی این موضوع را مشاهده کرده‌اند
6 کاربر این موضوع را خوانده‌اند
z.fard (۵-اردیبهشت-۹۸ ۰۳:۰۷ عصر), kooshkia (۱۸-فروردین-۹۸ ۰۱:۴۲ عصر), hosseingho2011 (۲۸-آبان-۹۷ ۰۳:۰۰ عصر), jahansedighian (۱۸-آبان-۹۷ ۰۸:۱۷ صبح), miri3970 (۱۱-مهر-۹۷ ۰۹:۵۹ صبح), Admin (۲۱-مرداد-۹۷ ۰۷:۳۴ عصر)

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

راه های تماس با ما

irchess.ir [at] gmail [dot] com
@Kingofcheat
@irchessbot

نماد اعتماد الکترونیکی

نماد اعتماد الکترونیکی