مهم:در صورت خرید از سایت اگر فایل برای شما ارسال نشد و یا پیغام تراکنش ناموفق را دریافت کردید حتما از طریق تلگرام با آیدی Kingofcheat@ با مدیریت سایت تماس بگیرید.با تشکر
RE: زندگی تنها یک بازی شطرنج نیست (داستان زندگی بابی فیشر)
آخرین فصل از داستان یک تراژدی
بابی فیشر قهرمان اسبق شطرنج جهان،در شامگاه هفدهم ژانویه 2008 در سن 64 سالگی وفات یافت.همه خبرگزاری ها این خبر را منتشر کردند اما اغلب آنها علت مرگ وی را نامعلوم اعلام کردند.تنها یک شبکه تلویزیونی علت مرگ او را ناراحتی کبدی بیان کرد.
فیشر به دنبال یک دوره آوارگی بین کشورهای ژاپن،فیلیپین و ... چند سالی بود که با کمک دوستانش به ویژه اسپاسکی و اولافسون،به کشور ایسلند مهاجرت کرده بود و به تابعیت این کشور درآمده بود و در سرزمینی که او را با خاطره قهرمانی اش دوست داشتند زندگی آرامی را سپری می کرد.اما چه زود و چه غم انگیز این جهان بی وفا و قدر ناشناس را ترک کرد و دوست داران خود را در اندوهی عمیق تنها گذاشت.مرگ مرموز فیشر همچون یک مساله شطرنج،کنجکاوی اهل تفکر را برمی انگیزد...
با مرگ فیشر،شطرنج یکی از چهره های بزرگ خود را از دست داد... شطرنج جذاب فیشر و بازی های جاودان او برای همیشه به عنوان ستون های مرکزی کاخ شطرنج عصرها باقی خواهد ماند...
داستان بت شکن بروکلینی که در سایه نبوغ تا اوج شطرنج جهان پرکشید کمتر نظیری برای روایت دارد...
پس از فتح بلندترین قله شطرنج،او نتوانست هدف جدیدی برای توانایی بی حد و حصر و شور و هیجان فراوان خود پیدا کند...
عادلانه بود که فیشر روزهای آخر زندگی خود را در ایسلند گذراند.جایی که او به بزرگترین پیروزی دست یافت.در آنجا،فیشر همیشه محبوب خواهد ماند.
لروی دیوبک،رئیس سابق فدراسیون شطرنج آمریکا و استاد فیزیک دانشگاه تمپل میگوید:
"در صورتیکه او مسابقه 1975 را میبرد جایزه ای معادل 50 میلیون دلار به پول زمان حاضر دریافت میکرد." اما دیوبک نگفت که چه مقدار پول میتوانست فیشر را برای انجام مسابقه تطمیع کند چون فیشر به هیچ وجه میلی برای انجام مسابقه نداشت.
پس از اینکه عنوان قهرمانی را از فیشر گرفتند او ناپدید شد و با اسم مستعار "رابرت جیمز" در کالیفرنیای جنوبی ساکن شد(او نام میانی خود را به عنوان فامیلی به کار گرفت).
بابی، شطرنج را در آمریکا به شهرت رسانید ولی بازیکنان از ظهور دوباره مسیح شطرنج نا امید بودند.
کافمن استاد شطرنج نیویورک میگوید:"او در واقع چهره شطرنج را دگرگون کرد."
کافمن که از کودکی با فیشر آشنا بود،میافزاید:"تصور اینکه تا ده سال دیگر بازی میکرد مانند این بود که موتزارت تا 46 سالگی به زندگی ادامه میداد.در این صورت چیزهای زیادی تغییر میکرد.
هزاران هزار بازیکن بیشتر،کلوپ ها و سازمان های بیشتر،پول فراوان تر در شطرنج،از میان ما،کسانی که معاصر او بودند،این واقعه را یک اندوه بزرگ در زندگی خود میدانند،و نه فقط یک واقعه تلخ بلکه یک اندوه عمیق."
الکساندر یرمولینسکی استاد بزرگ شطرنج سان فرانسیسکو،انزوای فیشر را "احتمالا بدترین اتفاقی که میتوانست برای شطرنج حادث شود" بیان میکند."نمیتوانم بگویم پس از فیشر،آغاز مرگ شطرنج فرا رسید اما میدانم که خیلی چیزها از دست رفت" چه چیزهایی؟ شاید هزار بازی در مسابقات بلکه بیشتر،نو آوریهایی که او میتوانست در شروع بازی شطرنج ارائه کند و اعتبار داشتن یک آمریکایی به عنوان قهرمانی جهان.هیچکس پیدا نشد که بتواند موفقیت بابی را تکرار کند،وایتزکین،نابغه که به عنوان جایگزین فیشر طلوع کرد حتی نتوانست به عنوان استاد بزرگی دست یابد.
در سال 1992 فیشر چهره نشان داد،او چهل و نه سال داشت و دوران اوجش سپری گشته بود.بابی و اسپاسکی در یک مسابقه دو جانبه نمایشی در یوگسلاوی،خاطره فینال قهرمانی جهان در سال 72 را زنده کرده اند و نظر جهانیان را به خود جلب نمودند.فیشر باز هم پیروز شد گرچه آشکارا از فرم ایده آل خود خارج شده بود.
ایالات متحده اعلام کرد که فیشر دستور ریاست جمهوری را که علیه یوگسلاوی(به خاطر جنگ نژادی در این کشور) به تصویب رسیده بود نقض کرده است و به خاطر سفر به یوگسلاوی.وی را تحت تعقیب قرار داد.
فیشر متواری و آواره شد و دیگر هرگز به آمریکا بازنگشت تا جوابگوی اتهام مذکور شود.این اتهام هنوز پابرجاست.
در سال های آخر عمر او بین ژاپن،مجارستان و فیلیپین سرگردان بود.
فیشر هرگز واسطه ها را دوست نداشت اما در سال 1999 او برای اولین بار در زندگی خود به یک میانجی متوسل شد که مورد استقبال قرار گرفت:مصاحبه رادیویی.این اولین مورد از یک رشته گفتگوها در یک ایستگاه رادیویی در فیلیپین با پابلو مرکادو بود.هردو مرد از این گفتگوها بهره می بردند.مرکادو امتیاز انحصاری گفتگو با فیشر منزوی را به چنگ آورد و فیشر دادگاهی برای متهم کردن کسانی که از آنها بیزار بود و در راس آنها،یهودیان!
پس از دقایقی سلام و تعارف با میزبان خود،فیشر چوپ پنبه بطری افکارش را کشید:"حرامزاده های کثیف،آنها تلاش میکنند که به دنیا مسلط شوند...آنها (هولوکاست) را برای فریب مردم از خود درآوردند...آنها مردمانی دروغگو و ناپاک هستند."
بابی یانگ از دوستان فیشر در فیلیپین با افسون میگوید:"شما درباره شطرنج از بابی میپرسید،او در پاسخ از یهودیان میگوید."
در انزوای عمیق خود،فیشر با دوستان قطع رابطه کرده است.او حتی از شطرنج بریده است.بابی از انجام یک دست بازی در فرم کلاسیک آن امتناع میکند و به جای آن به شکلی از بازی روی آورده است که در آن،سوارها به صورت تصادفی و پس از قرعه کشی در عرض اول چیده میشوند(شطرنج فیشر یا شطرنج 960)
از نظر انزوا و مورد آزار و اذیت قرار گرفتن،شباهت غریبی بین زندگی فیشر و پائول مورفی وجود دارد.مورفی نیز در اواخر عمر خود از شطرنج کناره گیری کرد،او حتی اجازه نمیداد که دوستانش در حضور وی از شطرنج صحبت کنند.
مغزهای بزرگی که میتوانند آنچنان ترکیب های هنرمندانه ای را بر روی صفحه شطرنج خلق کنند،سرانجام موجب تباهی خودشان میشوند.
کافمن میگوید:"این تراژدی دوگانه است،از یک طرف فاجعه ای برای شطرنج آمریکاست و از طرف دیگر،فاجعه است برای فیشر که میتوانست در اوج افتخار در جهان باشد."
پایان
✍️ مترجم: مقداد توانا نیا
✍️تایپ و ویرایش نهایی: محمد فتاحی